٧:٤٠ ‎ق.ظ - دوشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٦

سلطان و وزير

comment نظرات ()

وزیر به نام ما و به کام خود حکومت میکند. اگر چاپلوس باشد می ماند و اگر رند باشد سر خود را به پای هوشیاری ما خواهد داد.
بارها به سلطان بانو گفتم که مواظب این وزیر ما باش. خواب شوم می بیند و دست با بیگانه دارد و هوس خیانت در سر دارد. سلطان بانوی ما به کف اش نرفت که نرفت.
این چاپلوسی خدم و حشم ما برای ما عادت شده است ولی برای اهل حرم فرصتی برای رقابت با ما یا نزدیکتر شدن به ما. نتیجه آنکه موریانه ای باید تا سقوط ما آشکارتر شود که جان به جان آفرین داده ایم.
مانده ایم که چه کنیم با این همه عنایت خود به رعایا چه کنیم!

برچسب ها: